۱۳۹۷ مهر ۱۴, شنبه

مهرگان : در زنجیری از سروده ها


ملکا،جشن مهرگان آمد/ جشن شاهان و خسروان آمد
خز به جای ملحم و خرگاه / به دل_ باغ و بوستان آمد
مورد به جای سوسن آمد باز/ می به جای ارغوان آمد
تو جوانمرد و دولت تو جوان/ می به بخت تو نوجوان آمد: رودکی
*
نگارا بهارا کجا رفته‌ ای/ که آرایش باغ بنهفته ‌ای 
همی مهرگان بوید از باد تو/ به جام می ‌اندر کنم یاد تو...: فردوسی توسی
*
عشق بین با عاشقان آمیخته/ روح بین با خاکدان آمیخته
چند بینی این و آن و نیک و بد/ بنگر آخر این و آن آمیخته
چند گویی بینشان و بانشان/ بینشان بین با نشان آمیخته
چند گویی این جهان و آن جهان/ آن جهان بین وین جهان آمیخته
آب و آتش بین و خاک و باد را/دشمنان چون دوستان آمیخته
آن چنان ابری نگر کز فیض او/ آب چندین ناودان آمیخته
اتحاد اندر اثر بین و بدان/ نوبهار و مهرگان آمیخته : مولوی
*
دگرباره در جنبش آمد نشاط/درآموده شد خسروانی بساط
چمن باز نوشدبه شمشاد و سرو/خرامش درآمد به کبک و تذرو
نوا گر شدند آن پریچهرگان/ نو آیین بود مهر در مهرگان: نظامی
*
عشق را پیر و جوان یکسان بود/نزد او سود و زیان یکسان بود
هم زیکرنگی جهان عشق را/نو بهار و مهرگان یکسان بود: عطار
*
گاه آن آمد که باد مهرگان لشکر کشد/ دست او پیراهن اشجار از سر برکشد
باغ ها را داغهای عبریان بر بر زند/ شاخ ها را چادر نسطوریان بر سر کشد: سنایی
*
او را چنار گفت که امروز ای کدو/ با تو مرا هنوز نه هنگام داوری است
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان/ آنگه شود پدید که نا مرد و مرد کیست: ناصرخسرو
*
مهرگان جشن فریدونست و او را حرمت است
آذری نو باید و می خوردنی بی آذرنگ : منوچهری
*
شادمان باد و یافته ز خدای/ هر چه او را مراد و کام و هواست
مهرگانش خجسته باد چنان/ کو خجسته پی و خجسته لقاست: فرخی سیستانی
*
ذکر تو به باغ خاطر من/ شاخی است که مهرگان ندیده است
این مدحت تازه بر در تو/ مشکی است که پرنیان ندیده است: خاقانی
*
آرایشی بود به ستایشگری چو من/ در بزم و مجلس تو به نوروز و مهرگان
ای آفتاب روشن تابان روزگار/ کرده است روزگار فراوانم امتحان: مسعود سعد سلمان
*
به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر/ که هر که در صف باغ است صاحب هنریست
بنفشه مژده ی نوروز می دهد ما را/ شکوفه را ز خزان و ز مهرگان خبریست: پروین اعتصامی
*
نوبهار و رسم او ناپایدار است ای حکیم/ گلشن طبع تو جاویدان بهار است، ای حکیم
آن بهاری کاعتدالش ز آفتاب حکمت است/ از نسیم مهرگانی برکنار است، ای حکیم: ملک الشعرای بهار
*
گرمی آتش خورشید فسرد/ مهرگان زد به جهان رنگ دگر
پنجه ی خسته این چنگی پیر/ ره دیگر زد و آهنگ دگر
زندگی مرده به بیراه زمان/ کرده افسانه ی هستی کوتاه
جز به افسوس نمی خندد مهر/ جز به اندوه نمی تابد ماه...: فریدون مشیری
*
گرم هر کار، مست هر پندار/ همره هر پیام، هر سوگند
در دل هر نگاه، هر آواز/ توی هر بوسه، روی هر لبخند
بسراییم ، مهرگان خوش باد: هوشنگ ابتهاج
*
سلام ای مه سپید چه زود می گذری/ من از کویری می آیم که به هنگام مهرگان
خواب باران می بیند و گیاهی در آن می روید که در وهم
از تیره ی گیاهان آبزی است...: فرخ تمیمی
*
ايران چو رو به گستره ی اين جهان نهاد/ هر سو از اقتدار و فضيلت نشان نهاد…
سهمي کلان ز مکتب زرتشت برگرفت/ پس خسروانه حکمت ديرين برآن نهاد
« نوروز » را شکفتگي از نو بهار يافت
پاييز را خجستگي از « مهرگان » نهاد… : عبدالعلی اديب برومند
*
وین همه بود همتی ، از آرین ها در زمان
جشن نوروز است دیباچه ، برای نوبهاران
شادمانی در خزان باشد ، ز جشن مهرگان
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
==========