۱۳۹۶ مهر ۳۰, یکشنبه

" اسیر": در زنجیری از سروده ها و ترانه ها


ناله مرغ اسیر این همه بهر وطن است/ مسلک مرغ گرفتار قفس همچو من است
همت از باد سحر می طلبم گر ببرد/ خبر از من به رفیقی که به طرف چمن است
آن کسی را که در این ملک سلیمان کردیم/ ملت امروز یقین کرد که او اهرمن است
فکری ای هموطنان در ره آزادی خویش/ بنمایید که هرکس نکند مثل من است
خانه ای کو شود از دست اجانب آباد/ ز اشک ویران کنش آن خانه که بیت الحزن است
جامه ای کو نشود غرق به خون بهر وطن
بدر آن جامه که ننگ تن و کم از کفن است: عارف قزوینی
*
 در شهربند مهر و وفا دلبری نماند/ زیر کلاه عشق و حقیقت سری نماند
صاحبدلی چو نیست، چه سود از وجود دل/ آیینه گو مباش چو اسکندری نماند...
ای بلبل اسیر به کنج قفس بساز/ اکنون که از برای تو بال و پری نماند
ای باغبان! بسوز که در باغ خرمی/ زین خشکسال حادثه برگ تری نماند...
آن آتشی که خاک وطن گرم بود از آن
طوری به باد رفت کز آن اخگری نماند: ملک‌ الشعرای بهار
*
تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست/ غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
اسیر گریهٔ بی‌اختیار خویشتنم/ فغان که در کف من اختیار باید و نیست...: رهی معیری
*
درین دیار غریب ای دل، نشان ره ز چه کس پرسم
که همچو برگ زمین خورده ، اسیر پنجه ی طوفانم
میان نیک و بد ایام ، تفاوتی نتوانم یافت
که روز من به شبم ماند ،بهار من به زمستانم...
کجاست باد سحرگاهان ، که در صفای پس از باران
کند به یاد تو ، ای ایران به بوی خاک تو مهمانم: نادر نادرپور
*
تو را می خواهم و دانم که هرگز/ به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن/ من این کنج قفس مرغی اسیرم
ز پشت میله های سرد تیره/ نگاه حسرتم حیران به رویت
در این فکرم که دستی پیش آید/ و من ناگه گشایم پر به سویت
در این فکرم که در یک لحظه غفلت/ از این زندان خاموش پر بگیرم
به چشم مرد زندانبان بخندم/ کنارت زندگی از سر بگیرم
در این فکرم من و دانم که هرگز/ مرا یارای رفتن زین قفس نیست
اگر هم مرد زندانبان بخواهد/ دگر از بهر پروازم نفس نیست
ز پشت میله ها هر صبح روشن/ نگاه کودکی خندد به رویم
چو من سر می کنم آواز شادی/ لبش با بوسه می آید به سویم
اگر ای آسمان خواهم که یک روز/ از این زندان خامش پر بگیرم
به چشم کودک گریان چه گویم/ ز من بگذر که من مرغی اسیرم
من آن شمعم که با سوز دل خویش/ فروزان می کنم ویرانه ای را
اگر خواهم که خاموشی گزینم/ پریشان می کنم کاشانه ای را: فروغ فرخزاد
 *
چو اسیر دام توام، رام توام، ای محرم رازم
منم آن شمعی که زشب تا به سحر در سوز و گدازم/ ای فتنه بکش یا بنوازم
بی گناهم، بده پناهم، کز موی تو آشفته ترم
کن نگاهی، به خاک راهی، ای سایه ی لطفت به سرم... : نواب صفا
*
من آن کالام را دریا فرو برده/ گله ام را گرگ ها خورده
من آن آواره ی این دشت بی فرسنگ
من آن شهر اسیرم ، ساکنانش سنگ... : مهدی اخوان ثالث
*
سر نهاده چون اسیر خسته جان/ در کمند روزگار بدسرشت
رو نهفته چون ستارگان کور/ در غبار کهکشان سرنوشت
می روم ز دیده ها نهان شوم/ می روم که گریه در نهان کنم
یا مرا جدایی تو می کشد/ یا ترا دوباره مهربان کنم... : فریدون مشیری
*
ملت_ ما اسیر_ فوتبال است/ از تماشای_ گل چه خوشحال است
فارغ از روزگار_ محنت_ خویش/ چشم بر راه_ کار_ فینال است!
+
جان و دل ، زنجیر شد در ترمه بست کوی تو/ دیدگانم شد اسیر طره ی گیسوی تو
ای شده ابریشمین گل دربسیط د شت عشق/ درجها ن هرگزنجستم گل به رنگ وبوی تو
هر زمان بينم سیه چشمان تو، در بين جمع/ در پرند آرزو جویم  نگاه از سوی تو
ای به  سودای رخ زيبای تو ريزم ز لب/ خرمنی از غنچه بوسه بر حریر روی تو
بس نمودم زمزمه با نام والای ات ز عشق/ گشته ام رود ترانه در ره جادوی تو
اسم و رسم ات شد مرا ورد زبان از بامداد/ روح و جان تا شب بجویدگلشن شب بوی تو
من پریشان خاطر و آشفته حالم این چنین/ تا که دل بستم به تار پرنیان موی تو
صحبت رشک آوران بیهوده شد برمن از آنک/ مانده ام مجذوب لحن و گفته ی نیکوی تو
در میان خوبرویان برترين گوهر ز توست/ نافرید ایزد به گیتی گوهری الگوی تو
حسن کردار و جمال تو، پذیرا شد به خلق/ گشته ناپیدا به عالم ، منکر بدخوی تو
بس ستایش ها غزل ها، بهرتو با ید سرود/ تا شود شرمنده یکدم، دشمن پرگوی تو
جاده ی ابریشم_ من، قامت رعنای توست/ روز و شب دارم سفرها، درخط ابروی تو
نافرید ایزد به گیتی گوهری الگوی تو/ جان و دل ، زنجیر شد در ترمه بست کوی تو
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
ترانه ها
ترانه ی "چو اسیر دام توام، رام توام، ای محرم رازم" - اجرا: دلکش
https://www.youtube.com/watch?v=tl-7cRCGQU0
ترانه ی اسیر غم عشقه - اجرا: هایده
https://www.youtube.com/watch?v=JMV-7EXcJWU
ترانه ی اسیر - اجرا: مهستی
https://www.youtube.com/watch?v=8zuGLWZ2X4o
و
https://www.youtube.com/watch?v=twsePtu1Eng
ترانه ی اسیر - اجرا: رامش
https://www.youtube.com/watch?v=QRaSOcW-5jQ
ترانه ی اسیر - اجرا: فریدون فروغی
https://www.youtube.com/watch?v=i-dsKSg_cUA
ترانه ی " ما هم اسیر طره جانانه بوده ایم" - اجرا: معین
https://www.youtube.com/watch?v=-o7FauDXmx0
اسیر از فروغ فرخزاد با صدای بهار بهار
https://www.youtube.com/watch?v=EDsMjKBZjfg
====