۱۳۹۶ مرداد ۱, یکشنبه

تارا: در زنجیری از سروده ها


واژه ی تارا
نام دخترانه ی ایرانی - در زبان فارسی به آن " ستاره"/ " اختر" گویند - به عربی آن را " کوکب"/ "نجم" خوانند - در زبان کردی به معنای "عروس" است: بسیاری از واژه نامه ها
*
ستاره‌ ای بدرخشید و ماه مجلس شد/ دل رمیده ی ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت/ به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد... : حافظ
*
سپاه صبح زد از ماه خیمه تا ماهی/ ستاره کوکبه ی آفتاب خرگاهی
به لاجورد افق ته کشیده برکه شب
مه و ستاره طپیدن گرفته چون ماهی... : شهریار
*
چه می شود که غروبی عبورم از تارا / دلم گرفته و گویم چه دورم از تارا
به نام خالق گلها و دوستت دارم/ شکسته شیشه ی عمر غرورم از تارا
اتاق خالی و سیلابی به عشق زهر آلود/ بگو چگونه وجودم بشورم از تارا
سطور دفتر مشقم که از الفبا نیست/ پر از همیشه نوشتم سطور از تارا
نصیب و قسمت قلبم بلا به دور اما/ زمانه کرده جدایم به زور از تارا
همیشه آخر راهی به خویش برخوردم
چه خسته ام چه ملولم چه دور از تارا: سامیه ایزدپناه
*
دلم بیرنگ بیرنگ است می دانی.../ دلم تنگ است می دانی چرا تارا
چرا در آسمانم ماهتابی نیست
چرا در این زمین تشنه رد آبی نیست/ چرا در آدمک ها عشق پاکی بیست
به پاکی دلت سوگند من عاشق تر از پیشم: مخمل
*
آن " پدیده " که مادر " تارا " ست / از گروه زنان خوش سیماست
نوه ی دختری من، " تارا " / پانزده مارس، آمده دنیا
دختری نیک منظر و زیباست / ساکن_ " کلگری_ آلبرتا " ست...
دکتر منوچهر سعا دت نوری
*
همچنین نگاه کنید به
ستاره: تارنمای گنجور
ستاره: از سرایندگان این زمانه
کلگری آلبرتا: تارنمای ویکی پدیا

مجموعه ی گٔل غنچه های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2017/07/blog-post_23.html