۱۳۹۵ دی ۲۹, چهارشنبه

درخصوص برف

دانه دانه ، برف می بارد
دانه دانه ، برف می بارد/ همچو مروارید_ غلطان ، ز آسمان
یا بسان نقره گو‌ن ، ذرات اشک/ کز دو چشم يك الهه * شد روان
عاشقانه ، می شود جذب زمین/ تا که خاک تشنه ، جان یابد از آن
گستر اند بستری نرم و سپید/ ورزش اسکی بر آن گیرد مکان
یا بسازد توده هایی سفت و سخت / آدم_ برفی نشاند ارمغان
پاک می سازد فضا را  از سموم/ تا نفس ها را نماید شایگان
دانه دانه ، برف می بارد/ محنت و رنج و غمی درآن نهان
معبری لغزنده می دارد به پا/ سخت می سازد عبور رهروان
گاه چون بهمن ، فرو ریزد ز کوه/ بس به نابودی کشاند مردمان
گاه جانبخش، گاهی جان ستان/ همچو ژینوس ** می نماید بی گمان
دانه دانه ، برف می بارد/ ز شت و زیبا ، آ فریند ناگهان
یا بسان نقره گو‌ن ، ذرات اشک/ یا چو مروارید_ غلطان ، ز آسمان
دکتر منوچهر سعادت نوری
* بنا بر روایت اساطیر، زمانی برف می بارد که ا لهه ی برف گریان است
** ا شا ره به ژینوس خدا مرد آغازها و دروازه ‌ها ست که بر دو سو می نگرد.
بر گرفته از مجموعه سروده‌ های زنجیرها

توفان_ برف
توفان_ برف ، دل به زمین بازد/ و ینگونه عشق را ، چرا جوید
تا روی خاک_ پاک ، تن اندازد/ باید که چرک را ، ز زمین شوید
دکترمنوچهرسعادت نوری

یادآوری: در فرهنگ ایران باستان، برف همچون باد، باران، مه و ابرِ باران زا، از آفریده‌های مادی پیش از آفرینش زمین دانسته شده ‌است . خدای برف یکی از اسب های گردونه ناهید بود. در اوستا به بارش برفی سنگین ( جئیوی وفر ) اشاره رفته ‌است و در یشت ها، زمستان هولناکی پیش بینی شده که سه سال زمین را دچار باران و تگرگ و برف و باد سرد خواهد کرد، چندان که زمین ویران و مخلوقاتش نابود خواهند شد. در شاهنامه روایتی هست که در جنگ ایران و توران در زمان کیخسرو برف سنگینی همه جا را پوشاند، چنانکه نبرد از یاد همگان رفت و ناچار شدند که اسبان جنگی را بکشند و بخورند. در ادبیات فارسی نیز به کاربردهایی از برف اشاره شده ‌است، مانند شعری در این رابطه از فردوسی که چنین سروده بود:
بگفتند کاین برف و باد دمان/ ز ما بود کآمد شما را زیان
شاید پرآوازه ‌ترين شعر كهن پارسي درخصوص برف، قصيده‌اي باشد با مطلع هرگز كسي نداند بدين سان نشان برف/ گويا كه لقمه‌اي است زمين در دهان برف از كمال‌الدين اسماعيل. باید یادآور گردید که کمال‌الدین اسماعیل فرزند محمد عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی، شاعر ایرانی نیمهٔ نخست قرن هفتم هجری، و آخرین قصیده‌ سرای بزرگ ایران در اوان حمله ی مغول است که در گیرودار قتل ‌عام ‌های آن قوم، به سال ۶۳۵ هجری قمری به دست یکی از مهاجمین مغول به قتل رسید/  بر گرفته از:
http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/07/blog-post_19.html
مجموعه‌ ی گٔل غنچه‌های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2017/01/blog-post_18.html