۱۳۹۵ مرداد ۳, یکشنبه

حرف: در یک سروده و یک ترانه و یک رقص


"حرف": در یک سروده
حیرت نسل بشر، در بستر آغاز تا پایان/ از پس امروز، فردا‌ها چه زاید بود
بهترین حرف دل انسان درین ‌توفنده‌ ها دوران/"دوست دارم درکنارت" تا که باید بود
بهترین حرفی که بر دل خوش نشیند همچنان/"دوست می دارم ترا" هرجا که شاید بود
بس زوال حرف ها دارد دل_ چرخ زمان/ حرف عشق پاینده است و مرده ناید بود
نفرت و کین است، خلاف_ مذهب آزادگان/ عشق آن آئین که یزدان را خوش آید بود
بهترین را ه تمام عمر انسان حد یک ایمان/"عشق ورزیدن" که با آن، زنده باید بود
دکتر منوچهر سعادت نوری

"حرف": در یک ترانه و یک رقص - اجرا: گوگوش
اگه سبزم اگه جنگل/ اگه ماهی اگه دریا
اگه اسمم همه جا هست / روی لب ها تو کتاب ها
اگه رودم رود گنگ ام / مث بودا اگه پاک
اگه نوری به صلیب ام/ اگه چنجی زیر خاک
واسه تو قد یه برگم / پیش تو راضی به مرگم
اگه پاکم مث معبد/ اگه عاشق مث هندو
مث بندر واسه قایق/ واسه قایق مث پارو
اگه عکس چهل ستون ام / اگه شهری بی حصار
واسه ارش تیر اخر/ واسه جاده یه سوار
واسه تو قد یه برگم / پیش تو راضی به مرگم
اگه قیمتی ترین سنگ زمین ام / توی تابستون دست های تو برفم
اگه حرف های قشنگ هر کتاب ام / برای اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سیل ام پیش تو قد یه قطره / اگه کوه ام پیش قد یه سوزن
اگه تن پوش بلند هر درخت ام / پیش تو اندازه ی دکمه ی پیرهن
اگه تلخی مث نفرین/ اگه تندی مث رگبار
اگه زخمی زخم کهنه / بغض یک در رو به دیوار
اگه جام شوکرانی/ تو عزیزی مث اب
اگه ترسی اگه وحشت / مث مردن توی خواب
واسه تو قد یه برگم / پیش تو راضی به مرگم: شهیار قنبری

مجموعه‌ ی گٔل غنچه ‌های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2016/07/blog-post_24.html