ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۱۳, جمعه

رویای سیزده بدر

 
ریزش قطره های باران بود
تا که بر آسمان نظر کردم
 
خشکسالی ، خوشا به پایان بود
چون ز اسطوره ها گذر کردم
 
 
کین و نفرت نبود و احسان بود
به سرای صفا سفر کردم
 
بد ستمگر به کنج زندان بود
دوستان را از آن خبر کردم
 
 
هموطن شادمان و رقصان بود
سیزده ی عید را ،  بدر کردم
           
دکتر منوچهر سعادت نوری
فروردين ۱٣٨۹
http://iranian.com/main/blog/m-saadat-noury-30.html