۱۳۹۴ مرداد ۱۸, یکشنبه

چه شد؟


زندگانی، را نمی دانم چه شد؟
یا کجا شد، روزگارانم چه شد؟

ماه ها و فصل ها و سال ها
آن شب و روز_ درخشانم چه شد؟

کودکی و نوجوانی و شباب
آن همه دوران_ شادانم چه شد؟

بستگی با دلبر_ جانانه ای
همدلی و عصر_ تابانم چه شد؟

یا کنار_ آن پری رو زادگان
شادی و مستی دورانم چه شد؟

قهقرا و رخت_ کوچ از آن دیار
در میانسالی، گلستانم چه شد؟

آن زمستان چیرگی بگرفت سخت
ای شگفتا ، پس بهارانم چه شد؟

خسته، از درد و بلایای_ وطن
نسخه ی تسکین و درمانم چه شد؟

زندگانی، با بسا رویا گذشت
شرح_ رویاهای ایرانم چه شد؟

در درون_ کوچه ی پر پیچ_ عمر
گاه می پرسم، که پایانم چه شد؟

ای دریغا، ای دریغا، ای دریغ
زندگانی، را نمی دانم چه شد؟

دکتر منوچهر سعادت نوری