۱۳۹۴ مرداد ۲۱, چهارشنبه

دریغ و دریغا: در زنجیری از ترانه ها و سروده ها

ترانه ها
ترانه ی دريغا - اجرا: دلکش
https://www.youtube.com/watch?v=15tVs3iqQgU
ترانه ی شور و حال کودکی، بر نگردد دريغا (سروده ی نواب صفا) - اجرا: دلکش
https://www.youtube.com/watch?v=yIAar0gnTnQ
ترانه ی دریغا، گذشته ها گذشته - اجرا: اکبر گلپایگانی
https://www.youtube.com/watch?v=qRrtt06O-eA
ترانه ی دریغا، جدایی تو از ما (سروده ی تورج نگهبان) - اجرا: الهه
https://www.youtube.com/watch?v=JFmjPlK1Q_k 
ترانه ی ای دریغا مرهمی (سروده ی حافظ) - اجرا: محمد رضا شجریان
https://www.youtube.com/watch?v=jlXHnZMqE8E
بازخوانی غزل ای دریغا مرهمی (سروده ی حافظ) - اجرا: محمد گلریز
 https://www.youtube.com/watch?v=T9vd88klORI
سروده ها
نخوانند بر ما کسی آفرین/ چو ویران بود بوم ایران زمین
دریغ است ایران که ویران شود/ کنام پلنگان و شیران شود: فردوسی

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی/ دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو/ ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت/صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی..
آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست/ عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی.. : حافظ

بعد از آن دیوانگی ها ‚ ای دریغ/ باورم ناید که عاقل گشته ام
گوییا او مرده در من کاین چنین/ خسته و خاموش و باطل گشته ام
هر دم از آیینه می پرسم ملول/ چیستم دیگر بچشمت چیستم؟
لیک در آیینه می بینم که وای
سایه ای هم زانچه بودم نیستم... : فروغ فرخزاد

من آتشم که در دل خود سوزم ای دریغ/ من آتشم که در تو نگیرد شرار من
دردم یکی نبود که زودش دوا کنی
آن به که دل نبندی ازین پس به کار من... : نادر نادرپور

اما دریغ، کاین دل خوشباورم هنوز باور نکرده بود
کآورده را به همره خود باد برده بود... : مهدی اخوان ثالث


ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکویی شیشه غم را به سنگ/هفت رنگش می شود هفتاد رنگ: فریدون مشیری

دریغ از کودکی آن دوره ی آرامش و شادی/ دریغ از روزگار خوب آزادی
سر آمد روزگار کودکی اینک دراین دوران دراین وادی...
دگر هر آشنا بیگانه شد با آشنای خویش... : حمید مصدق

ای دریغ آن روزگاران رفت و من/ مانده ام در چاه تنهایی، اسیر
هرگزم یاری نمی گوید که : مرد/ بس کن و دامان ماتم را، مگیر... : فرخ تمیمی

ای دریغا هم زمین هم آسمان خالی است
این دژ خوابیده در سرداب خاموش فراموشی
روزگاری قلبش آتشگاه ورج اومند انسان بود
شعله های آذرش تا دورتر مرز نگاه و باور مردم
روشنابخشای چشم روزگاران بود... : دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

خلوتِ من قصهٔ فراقِ وطن بود/ قصهٔ دَه سال غُصه خلوتِ من بود
زانچه کشیدم در این هوای روانسای/ صد به خفا بود اگر یکی به علن بود
بارگه داغ و درد ساحتِ دل بود/ لانهٔ رنج و شکنج ، خانهٔ تن بود...
سرخوشی زاغ بود و عشرتِ کرکس/ شادیِ خفّاش بود و عیشِ زغن بود
بال فروبسته زین شقاوتِ بی مرز/ بر لبِ قُمری سکوت گرمِ سخن بود
زین ره تیغ و دریغ، غایت و مقصود
خانهٔ رامش نبود ، بیتِ حَزَن بود.. : محمد جلالی چیمه (م. سحر)

دوباره آمده بهمن دریغا بر تو هم میهن
بهاری نیست در راهش جوانه پیک هجران شد
ولی در اوج نومیدی به جا مانده است خورشیدی
که گوید پرتواش اینک زمانِ سرخ عصیان شد
لهیب گرم آن بنگر به روی شهر پا شیده
سرودی از لبش جوشد و گوید عشق عریان شد
مترس از سردی یغما که دردت می شود معنا
اگر چه رَغم رویاها بهارانت زمستان شد: ویدا فرهودی

هنگامه ها عیان شد و این جغد ِ بد شگون/در خود فرو شکسته و تیغش بُرنده نیست
این ابر ِ تیره گون که به سودای ِ رفتن ست/جزبا خروش ِ یکسره بیرون شونده نیست...
شهری که بی ترنم ِ بودن زده به خواب/شایسته ی زنانِ زنده و هستی دهنده نیست
نرگس که رعد ِ واژگان ِ صدایش مکرر است/جایش فضای ِ کینه ِ گرگ ِ درنده نیست
مردان ِ این کرانه کجایید ؟ ای دریغ
آن وعده های ِ گم شده تسکین دهنده نیست: داریوش لعل ریاحی

"دریغ" های یک سراینده
به دوران_ خوش و شاد_ جوانی/مرا دوشیزه ای، ‌شد یار_ جانی...
جوانی، کوچه باغ_ زندگانی ست
دریغا، ای جوانی، ای جوانی
***
نه به تن، ذره ای  ز نیرویی/ نه به سر، جلوه ای ز سودایی
ای دریغ و دریغ و دریغ/ نه خروش و نه بانگ و آوایی...
***
آن زمستان چیرگی بگرفت سخت/ ای شگفتا، پس بهارانم چه شد؟
زندگانی، با بسا رویا گذشت/شرح_ رویاهای ایرانم چه شد؟..
ای دریغا، ای دریغا، ای دریغ/ زندگانی، را نمی دانم چه شد؟
دکتر منوچهر سعادت نوری