۱۳۹۳ مرداد ۲۲, چهارشنبه

صحبت : در زنجیری از معنا واژه ها و سروده ها و ترانه ها


 برخی از معانی و مفاهیم صحبت
١ -  صحبت: گفتگو - عشق - محبت -  دوستی - خلطه - آمیزش - نشست و برخاست - هم نشینی - هم بستری - همراهی -  سخن گفتن (با فعل کردن و ندرتاً با داشتن صرف شود): لغت نامه ی دهخدا
٢ - صحبت: همدمی کردن - یاری  - همراهی - سخن گفتن - گفتگو...: فرهنگ فارسی معین
٣ - صحبت: گفتگو - مشغول شدن و پرداختن به چیزی - آمیزش جنسی - یار و همدم شدن ...: فرهنگ لغت عمید
٤ - صحبت: آمیزش - مصاحبت - نشست وبرخاست - همدمی - همراهی - هم نشینی - تکلم - گپ - گفتگو - مباحثه - محاوره - مذاکره - مصاحبه - مکالمه: فرهنگ واژگان
۵ - صحبت: همدمی کردن - گفتگو کردن - واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
٦ - گفتگو: نوعی برهم‌کنش بین دو یا چند نفر و ارتباطی بداهه بین دو یا چند نفر از مردم در راستای رسوم موجود می‌باشد. تحلیل گفتگو شاخه‌ای از جامعه‌شناسی است که به مطالعه ی بافت و ساختار رفتار های انسانی با نگاهی عمیق تر به رفتار های گفتگو می‌پردازد. یکی از اولین متفکرانی که بر گفتگو برای یافتن حقیقت تأکید می‌کرد، سقراط بود. او معتقد بود آفرینش معنا در پرتو گفتگو حاصل می شود. بدون مکالمه نمی توان انتظار شنیدن و همرأیی داشت. هیچ یک از مکالمات سقراطی برای قانع ساختن یا مخالفت ورزیدن نبود. او شالوده ی این مکالمات را فهم و تفهم می‌دانست. اساساً گفتگو راهی برای فهمیدن است، راهی که خود نیز بخشی از این دانایی را شکل داده و تنها ابزار دست یافتن به فهم صحیح نیست: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا

صحبت در زنجیری از سروده ها

١ - در برخی از سروده های کهن
ستد و داد مکن هرگز جز دستادست
که پسا دست خلاف آرد و صحبت (الفت) ببرد: ابوشکوربلخی
 ما صحبت همدگر گزینیم/ بر دامن همدگر نشینیم
یاران همه پیشتر نشینید/ تا چهره ی همدگر ببینیم
ما را ز درون موافقت‌هاست/ تا ظن نبری که ما همینیم
این دم که نشسته‌ایم با هم/ می بر کف و گل در آستینیم...: مولوی
 هر که با من بد است و با تو نکو
دل منه بر وفای صحبت او: سعدی
 بر سر آنم که گر ز دست برآید/ دست به کاری زنم که غصه سر آید
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد/ دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شب یلداست/ نور ز خورشید جوی بو که برآید
بر در ارباب بی‌مروت دنیا/ چند نشینی که خواجه کی به درآید...: حافظ
 با مردم نا اهل مبادا صحبت
کز مرگ بتر صحبت نااهل بود: خواجه عبداﷲ انصاری
 دل که آیینه ی صافیست غباری دارد/ از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی
کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
گشت هر گوشه ی چشم از غم دل دریایی...: حافظ
 منشین با بدان که صحبت بد/ گرچه پاکی تو را پلید کند
آفتابی به این بزرگی را /پاره ای ابر ناپدید کند: حکیم سنائی
 فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم/ که حرام است می آن جا که نه یار است ندیم
چاک خواهم زدن این دلق ریایی چه کنم/ روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم...: حافظ
 از این دیو مردم که دام و ددند/ نهان شو که هم صحبتان بدند
پی گور کز دشتبانان گمست/ ز نامردمی های این مردمست
گوزن گرازنده در مرغزار/ ز مردم گریزد سوی کوه و غار
همان شیر کو جای در بیشه کرد/ ز بد عهدی مردم اندیشه کرد...: نظامی
 حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
از دل و جان شرف صحبت جانان غرضست
غرض اینست وگرنه دل و جان این همه نیست...: حافظ
 از پی جلوه گر آن سرو روان برخیزد/ دل به عذر قدمش از سر جان برخیزد
عجبی نیست که در صحبت آن تازه جوان
پیر بنشیند و آن گاه جوان برخیزد...: فروغی بسطامی

 ٢ - در برخی از سروده های این زمانه
چو ره مخفی ارشاد نمیدانستیم/ بنمودند بما خانهٔ خماری چند
دیو را گر نشناسیم ز دیدار نخست
وای بر ما سپس صحبت و دیداری چند...: پروین اعتصامی

 دوش در تيرگي_ عزلت_ جان فرسايي/ گشت روشن دلم از صحبت روشن رايي
هرچه پرسيدم ازآن دوست مرا داد جواب/ چه ، به از لذت_ هم صحبتي_ دانايي...
گفتم از راز طبيعت خبرت هست ؟ بگو/ منتهايي بودش ، يا بودش ، مبدايي؟
گفت از اندازه ي ذرات محيطش چه خبر؟/ حيواني ، كه بجنبد ، به تك_ دريايي
گفتم آن مهرمنور چه بود؟ گفت بود/ در بر_ دهر ، دل_ سوخته ی  شيدايي
گفتم اين گوي_مدوركه زمين خواني چيست؟
گفت سنگي است كهن ، خورده بر او تيپايي ....: ملک الشعرای بهار

 ما چشمه ی نوریم بتابیم و بخندیم/ ما زنده ی عشقیم نمردیم و نمیریم
هم صحبت ما باش که چون اشک سحرگاه
روشندل و صاحب اثر و پاک ضمیریم...: رهی معیری

 به گرد او نرسی جز به هم عنانی دل/ اگر چه جان من از چابکی به باد رسی
بهشت گمشده ی آرزو توانی یافت
اگر به صحبت رندان پاکزاد رسی...: شهریار

 من از جوانی های تو ، بر لوحه ی پندار/ همواره ، تصویری جوان دارم
آری، در آن ایام ، ای هم صحبت دیرین
سیمای تو همزاد خورشید بهاران بود...: نادر نادرپور

 من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود...: سهراب سپهری

 دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود/ کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود/ کاش اسم همه ی دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود...: مریم حیدرزاده
 
تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگذارم/ حسابت را کنار جام بگذارم..: مهدی اخوان ثالث

 قرن ما، روزگار مرگ انسانیت است/ سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی است
صحبت از آزادگی، پاکی، مروت، ابلهی است
صحبت از موسی و عیسی و محمد، نابجاست
قرن موسی چمبه هاست، روزگار مرگ انسانیت است...: فریدون مشیری

 تو ای که سیر در آفاق روح می کردی
چه شد چه شد که سخن از شکست می گویی
تو ای که صحبت فتح الفتوح می کردی: حمید مصدق

زين گونه‌ام كه در غم غربت شكيب نيست/ گر سر كنم شكايت هجران غريب نيست
جانم بگير و صحبت جانانه‌ام ببخش/ كز جان شكيب هست و ز جانان شكيب نيست
گم گشته‌ی ديار محبت كجا رود؟/ نام حبيب هست و نشان حبيب نيست
عاشق منم كه يار به حالم نظر نكرد/ ای خواجه درد هست و لیكن طبیب نیست
در كار عشق او كه جهانیش مدعی است/ اين شكر چون كنیم كه ما را رقیب نیست
جانا نصاب حسن تو حد كمال یافت/ و ین بخت بین كه از تو هنوزم نصیب نیست
گلبانگ سایه گوش كن ای سرو خوش خرام
كاین سوز دل به نـاله‌ی هر عندليب نيست: هوشنگ ابتهاج (سایه)

در اینجا کس نمی فهمد زبان صحبت ما را/ مگر آیینه دریابد حدیث حیرت ما را
سزد گر اشک لرزان و نگاه آرزو گویند
به جانان با زبان بی زبانی حالت ما را...: دكتر محمدرضا شفیعی کدکنی
 
اختري ز اعماق شب ﺁمد ولي روشن نساخت
چلچراغ زندگي را، عمر در ظلمت گذشت
سينه ام با ﺁتش دل در ره او رفت و سوخت
شرح اين قصه، مجو از من كه از صحبت گذشت: دكتر منوچهر سعادت نوري

 خاتون شعر آمد، آواز در کلامش/ لبخند بر لب اما، اندوه در پیامش
لب بر لبش نهاده، سرخای جام باده/ تا بی ریا و ساده، عریان کند مرامش
دیدم به عشق شویَد، هر واژه تا برآید/ افسونگرانه جادو، از پیچ وتاب دامش
بنگر ز چیست صحبت، در قهقرای غربت
از تلخی گلی که، مفتون کند مشامش...: ویدا فرهودی

 صحبت از مرگِ شقایق ها نیست، صحبت از کشتنِ دشتی ست
که شقایق، گلِ یکساله یِ آنست
صحبت از ریشه و بذر و نَمی ست که در عماقِ زمین پنهان است
صحبت از نیستی است، نیستیِ هَستی ما به تمام، به تمام
صحبت از گلها نیست، صحبت از مرگِ زمین است و نفس
صحبت از کشتنِ دشت است، نه گلِ یکساله : رضا بایگان

من پریشان خاطر و آشفته حالم این چنین
تا که دل بستم به  تار پرنیان موی تو
صحبت رشک آوران بیهوده شد برمن از آنک
مانده ام مجذوب لحن و گفته ی نیکوی تو...
دكتر منوچهر سعادت نوري
***
 ترانه ها
از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است: غزلی از حافظ - با همکاری شجریان، جلیل شهناز، اصغر بهاری، حسن ناهید و امیر ناصر افتتاح
https://www.youtube.com/watch?v=8z77RysKnPM
وز خدا مي طلبم صحبت روشن رايي: غزلی از حافظ - با همکاری شجریان، فرهنگ فر و مشکاتیان
https://www.youtube.com/watch?v=LEVSzL_Sgk8
ترانه ی "تنها و بی هم صحبت" (غریبی در سفر) همراه با متن غزل جانم بگير و صحبت جانانه‌ام ببخش
https://www.youtube.com/watch?v=dVqb3zJ25BM
مجموعه‌ ی گٔل غنچه‌های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/08/blog-post_13.html