ه‍.ش. ۱۳۹۳ تیر ۹, دوشنبه

چتر: در زنجیری از نوشته ها و ترانه ها و سروده ها



نوشته ها
١ - چتر: سایبان‌_کوچک_‌دسته‌دار که‌ در زیر آفتاب ‌و باران ‌گیرند - موی کوتاهی که مردان بر فرق گذارند - چتر نجات یا چتر آبگون - آسمان - چتر دریایی - مدوز یا چتر روز - آفتاب خورشید یا چتر زرین - چتر سیمابی - ماه شب چهارده  یا چتر سیمین - چتر شاهی، سایبانی که بر سر پادشاهان نگاه میداشتند - چتر عنبرین - گل آذین چتری یکی از مهمترین انواع گل آذین ها در گیاهان گلدار است... : فرهنگ واژگان فارسی به فارسی
٢ - چتر، سایبان یا فشک: وسیله‌ای نیم کروی شکل است که برای محافظت فرد یا چیزی از باران یا نور آفتاب استفاده می‌شود: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
٣ - زبان فارسی چتر و سرپناه همه ی ساکنان این سرزمین: زبان مادری همهء ایرانیان از هر تبار و با هر گویش و زبانی که باشند بسیار ارجمند است و می باید در یک ایران ِ آزاد و دموکراتیک زمینه های رشد و شکوفائی فرهنگی و ادبی خود را بیابند و به سهم خود در غنای فرهنگ ایران بکوشند زیرا بخشی از میراثِ ملی این سرزمین اند. اما تاریخ ایران خواسته و حکم کرده است که زبان فارسی چتر و سرپناه همهء ساکنان این سرزمین و رشتهء پیوند همهء دل ها و همهء جان ها در سراسر ایران باشد. درمیان همهء گویش ها و زبان های ایرانی وغیر ایرانی که در این سرزمین رایج بوده اند، این وظیفه یا موهبت، از سوی تاریخ به زبان فارسی دری محول یا ارزانی شده است: نوشته ی محمد جلالي چیمه (م. سحر) در بسیاری از تارنماها
٤ - این چترهای بی قوارۀ غاصب : این چیزی که حالا می خواهم بگویم، فکر نمی کنم در جاهایی مثل تهران به ذهن آدم بیاید، چون فقط در جاهایی مثل لندن است که صبحی از صبحهای آفتابیِ بهار است وُ، آسمان فیروزه رنگ وُ، لکّۀ ابری پیدا نیست، وَ شما باز گول خورده اید وُ بدونِ چتر از خانه بیرون رفته اید وُ، یک ساعت بعد، رگبارِ یکی از آن بارانهایِ در چند دقیقه سیل راه بینداز، غافلگیرتان می کند، و تا بِدو خودتان را برسانید به یک جور سر پناه، بِلا نسبت، موش آب کشیده تان کرده است: نوشته ی علیزاده طوسی در تارنمای بی بی سی فارسی

ترانه ها
ترانه ی زیر چتر قشنگ تو - اجرا: نسرین
https://www.youtube.com/watch?v=9HRXlQ-KnBI
ترانه ی چتر گل - اجرا: مارتیک
https://www.youtube.com/watch?v=v0gj8yn-jKs
ترانه ی زير چتر باران - اجرا: علیرضاافتخاری
https://www.youtube.com/watch?v=4BS1NL1WrlQ
ترانه ی چتر - اجرا: بهمن طاهری
https://www.youtube.com/watch?v=4czr41e1l6g
تک ‌آهنگ چتر
http://en.wikipedia.org/wiki/Umbrella_(song)
سروده ها
 یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور/ کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن/ وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن/ چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور... : حافظ
 دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دل/ نام تو آرام جان درد تو درمان دل...
انده دنیا نداد دامن جانم ز دست/ تا غم تو برنکرد سر ز گریبان دل
عشق تو چون چتر خویش بر سر جان باز کرد
سر به فلک برکشید سنجق سلطان دل... : سیف فرغانی
 در خلوتی که ره نیست پیغمبر صبا را/ آن‌جا که می‌رساند پیغام های ما را...
تا دامن قیامت، از سرو ناله خیزد/ گر در چمن چمانی آن قامت رسا را
خورشید اگر ندیدی در زیر چتر مشکین
بر عارضت نظر کن گیسوی مشک‌سا را... : فروغی بسطامی
 جهان جز که نقش جهاندار نیست/ جهان را نکوهش سزاوار نیست
سراسر جمال است و فر و شکوه/ بر آن هیچ آهو پدیدار نیست...
سراسر فروغست و رخشندگی/ سیاهی درو جز به مقدار نیست
نگه کن بر این چتر افراشته/ که زر تاروار است و زرتار نیست... : ملک‌الشعرای بهار
 چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید/ واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد/ واژه باید خود باران باشد
چترها را باید بست/  زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را/ زیر باران باید برد/ با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست... : سهراب سپهری
 نسیم ظهر خزان، آرام/ چو بال مرغ صدا می کرد
هوا، سرود کلاغان را/ به بام شهر، رها می کرد
به زیر ابر مسین، خورشید/ سر از ملال، به بالین داشت
ز نور مفرغی اش، آفاق/ لعاب ظرف سفالین داشت
چو قارچ های سفید از جوی/ حباب ها همه پیدا شد
چو قارچ های سیه در کوی/ هزار چتر سیه وا شد... : نادر نادرپور
 همه خبرها دروغ بود و همه آیاتی که از پیامبران بی شمار شنیده بودم
بسان گام های بدرقه کنندگان تابوت/ از لب گور پیشتر آمدن نتوانستند
باری ازین گونه بود/ فرجام همه گناهان و بیگناهی
نه پیشوازی بود و خوشامدی ،نه چون و چرا بود
و نه حتی بیداری پنداری که بپرسد: کیست؟...
حباب های رنگین، در خواب های سنگین/ چترهای پر طاووسی خویش برچیدند
و سیاه سایه ی دودها، در اوج وجودشان، گویی نبودند
باغ های میوه و باغ گل های آتش را فراموش کردیم
دیگر از هر بیم و امید آسوده ایم/ گویا هرگز نبودیم، نبوده ایم... : مهدی اخوان ثالث
 غنچه با لبخند می گوید تماشایم کنید
گل بتابد چهره همچون چلچراغ/ یک نظر در روی زیبایم کنید
سرو ناز/ سرخوش و طناز/ می بالد به خویش
گوشه چشمی به بالایم کنید
باد نجوا می کند در گوش برگ/ سر در آغوش گلی دارم کنار چتر بید
راه دوری نیست پیدایم کنید... : فریدون مشیری
 تیر زهرآگین طعنش مانده در چشمان
داده خسته جان بر نیزه ی تنهایی اش بی کس
هیچش آن دستان خون آلوده پنداری به فرمان نیست
آنچه هر سو در افق گه گاه می بیند/ شیهه ی اسبان رعد و نیزه بار آذرخشانست
در گذار باد می زند فریاد/ از ستیغ آسمان پیوند البرز مه آلوده
یا حریر راز بفت قصه های دور
بال بگشای از کنام خویش/ ای سیمرغ راز آموز/ بنگر اینجا در نبرد این دژ آیینان
عرصه بر آزادگان تنگ است
کار از بازوی مردی و جوانمردی گذشته است/ روزگار رنگ و نیرنگ است
باد این چاووش راه کاروان گرد/ نغمه پرداز شکست خیل مغرور سپاه من
می سراید در نهفت پرده های برگ/ قصه های مرگ
وان دگر سو کرکس پیری بر اوج آسمان سرد/ گرم می خواند سرود فتح اهریمن
گفته بودی گاه سختی ها/ درحصار شوربختی ها
پر تو در آتش اندازم به یاری خوانمت باری
اینک اینجا شعله ای برجا نمانده در سیاهی ها/ تا پرت در آتش اندازم
و به یاری خوانمت/ با چتر طاووسان مست آرزوی خویش
از نهانگاه ستیغ ابر پوش تیره ی البرز/ یا حریر رازبفت قصه های دور
شعله ای گر نیست اینجا تا پرت در آتش اندازم
و به یاری خوانمت یک دم به بام خویش/ بشنو این فریاد ها را بشنو ای سیمرغ
و ز چکاد آسمان پیوند البرز مه آلوده
بال بگشای از کنام خویش : دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

یکزمان آید که قومی خسته از چنگال ظلم/ آتش قهر و غضب را، ا فکند هرجای شهر
کوی و برزن را بسوزاند زخشمی پرلهیب/ شعله ها بالا دهد، گیرد تمام خشک و تر
بغض ها، فریاد ها گردد، بسان بانگ موج/ موج ها سرکش شود، افتد درون بحر و بر
هرخروشی، دامن آه سحر جوید از آنک/ داد_ ديرين را ستاند، از بسی بیدادگر
یکزما ن آید که قومی جان خود گیردبه کف/ روزگاران شاد سازد درنسیم یک سحر
عهد نیک و خرمی را، آورد یکسر پدید/ دوره ی ظلم و تباهی را، نهد بر پشت سر
سرزمینی نو بسازد، عاری از هر دیو و دد/ تا شود ایمن، ز آسيب ریا و قهر و شر
یکزمان آید که گردون، این فلک این آسمان
چترمهرخویش بگشاید، خوش وگسترده تر
 دکتر منوچهر سعادت نوری
 مجموعه‌ ی گٔل غنچه‌های پندار
http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/06/blog-post_30.html