ه‍.ش. ۱۳۹۳ تیر ۲, دوشنبه

فوتبال : در زنجیری از سروده ها

 برای تیم ملی فوتبال ایران
آفرین گویم شما را اى جوانان دلیر/ اى دلاور شیرمردان، اى دلیران شهیر
گاه ورزش زورمندانید و استعدادوَرْز/ روزچالش مردِ میدانید و بىهمتا دلیر
کى تواند روز چالش پیشتان آرد درنگ؟/ کى تواند وقت کُشتى پشتتان آرد به زیر؟
گوىوچوگان یافت از اجدادتان جان در مصاف/ فوتبال از سعى تان اینک ببالد در مسیر
چون شود در راه بازى پایتان فرمان گزار/ سوى هر دروازه گردد توپتان فرمان پذیر
خوش دوان گشتید در میدان بازى مردوار/ در تکاپو همچو آهو، در تهاجم همچو شیر
گَر به چوگان هنر بُردید گوى از هر گروه/ شد به زور پایتان توپ ظفر پراّن چو تیر
گر سفر کردید تا دروازه بگشایید سخت/ شد چه نیکو توپتان در راه پیروزى سفیر
توپ را از لابلاى گامِ میدان دارها/ مىربودید آن چنان کز چنگِ گرگ آهوى پیر
حمله ها کردید بر دروازه بان سختکوش/ همچو بر «رویینه دژ» «اسفندیارِ» شیرگیر
پیچ و تاب گامتان در لحظه تسخیر توپ/ خوشتر آمد در نظر از پیچش موج غدیر
گه به پاى و گه به سر راندید توپ از هر کران/ سرزپا نشناختید اندر نبرد و دار و گیر
بهر هر «پاضربهاى» بر توپ کآوردید سخت/ آفرین برخاست از بیننده یارانِ کثیر
بودتان دروازه بانى تیزگام و تیز چنگ/ یکدل و ایثارگر، چون عارفى روشن ضمیر
نى عجب گرخوش برآمد در سرانجام نبرد/ از شما هُراّى شادى، از رقیب، آه و نفیر
همدلى ها بود و غیرتمندى و ایمان و عشق/ آنچه کرد این پیشبُردِ دیررس را ناگزیر
ساختید از بعد چندى نام ایران را بلند/ بر شما صد آفرین اى پردلان کم نظیر
آرزومندم که در میدان پیروزى مدام/ سرفراز آیید و در دوران هستى دیر میر
ملّت ایران در این پیروزىِ آرام بخش/ پاىکوب و سرخوشند و شاکر از حىِّ قدیر
اى جوانان وطن دارد «ادیب» این آرزو
کاندر اقلیم شهامت سر به سر باشید امیر : عبدالعلی ادیب برومند
 
غوغای فوتبال
تمام کوچه ها شد جای فوتبال/ خیابان ها پر از غوغای فوتبال
میان رختخواب و وقت تحصیل/ شود همراه او رویای فوتبال...
اگر دستش رسد بر ماه و خورشید/ نماید آن دو را توپ های فوتبال
یکی در برف و یخ هم می زند شوت
ز بس تب کرده از گرمای فوتبال ... : مرتضی اسداللهی (صابر)

رد پای فوتبال
عجب حال و هوایی داره فوتبال/ زمین با صفایی داره فوتبال
و جالب ناک این که در سیاست/ همیشه رد پایی داره فوتبال
تماشاچیش خیلی با شعوره/ نمک داره ماشاالله شوره شوره
و گاهی مثل لات چاله میدون/ طرف دار چماق و حرف زوره
یکی با مهربونی واسه داور/ حواله می ده صد شیر سماور
یکی هم شعر های بند تنبون/ واسه تیم حریفش داره از بر
یکی شون چون چمن می بینه با ناز/ لگد میندازه و می خونه آواز
همه بازیکنان شیر نر هستن/ ز برزیلی و آلمانی سر هستن
ولی هنگام (فول) و کارت اخطار
به فکر مشت و مال داور هستن ... : تارنمای ساتین

خوشا فوتبال
خوشا آنکس که فوتبال است کارش/ همیشه توپ باشد کار و بارش
خوشا آنکس که در یک نیم فصلی/ شود ملیاردر و گیرد قرارش
خوشا آنکس که راه عمر خودرا/ شبی پیماید و آید بهارش
بجز میلیارد درچشمش نیاید/ خوشا فوتبال و پول بیشمارش
شده خوراک کارگر ماکارونی/ فسنجان است او شام و ناهارش
قیاس کار ِکس با او نباشد
نباشد جز تجمل همجوارش ... : دفتر شعر سارا

رباعیات فوتبال
يك عده بر آنند كه بالندگي است
از شور و نشاط و عشق آكندگي است
اين گونه ولي نيست كه مي پندارند
فوتبال مهم تر از خود زندگي است!
***
عالم شده پر ز نام و آوازه ي ما
گيج است از اين شگفتي تازه ي ما
با آنكه سه تا گل حسابي خورديم
برجاست هنوز تير دروازه ي ما!
***
دلواپس لحظه ي جدايي توام
ديري است كه اي عشق هوايي توام
در وقت اضافه عمر من مي گذرد
من منتظر گل طلايي توام: محمد رضا تركي

فوتبال مامانی
می خوام بگم چند تا نمونه ی خوب/ ز ورزشی ظریف و ناز و محجوب
رشته ای که پول ما رو بلعیده/ به ریش فدراسیون هم خندیده
رشته ی سالم ولی پر در آمد/ بذار بگم حوصله ام سر اومد
رشته ی مایه ی خجالت ما/ ورزش پول دارای راحت ما
فوتبال محبوب تمام مردم/ ورزش بی یال و کپال و بی دم
اوضاع فوتبال ما خیلی خوبه/ تو جدول فیفا جامون تو جوبه
ادعا دارن همه تا آسمون/ بی ادبی هم شده اخلاقشون
شوخی هاشون زشت و بد و زننده است
سوژه ی خوبی برا مرد خنده است
وقت المپیـک مدال از کشتیه/ اما پول فوتبالمون مـشتیه
فوتبال ما خیلی مامانی شده/ ریش و سیبیل توش بایگانی شده
چونکه می‌خوان اطراف وخوب ببینن/ ابروها رو از زیر و رو می چینن
برای آیـرو دیـنـامیـکه والا/ که بینی ها تیز شده رو به بالا
جیب بازیکن ها که منقبض شد/ غیرت فوتبال ما منقرض شد
خدا کنه فوتبال ما عالی شه
از پول بی زبون ما خالی شه : مرتضی رحیمی

بیچاره فوتبال
گلش پرپر، دو کفشش پاره فوتبال/ عجب وضعش فلاکت باره فوتبال
شبیه رینگ بوکسه بی تعارف/ که بعضاً عرصه‌ی پیکاره فوتبال
هِدش تو صورت و تکلش رو ساقه/ پر از کارت و پر از اخطاره فوتبال
به یمن ماهواره از سر شب/ الی صبح سحر بیداره فوتبال
سر ظهری کمی می خواد بخوابه/ که گیج از صوت نا هنجاره فوتبال
از این غوغای تانک و توپ و غیره/ نوار چرتهایش پاره فوتبال
تو گوشِت پنبه کن مشدی که امروز/ پر از فحش و پر از لیچاره فوتبال
همش گل می کنن، انگاری شوتن/ چه مسئولان توپی داره فوتبال
مدیریت که کشکی شد عزیزم
بکش آه و بگو بیچاره فوتبال : تارنمای عیسوند

دفاع بد در فوتبال
گفتيم كه گل نمي شود...گل خورديم
ما در پي يك دفاع بد گل خورديم
با آنكه دو نيمه خوب بازي كرديم
افسوس دقيقه ي نود گل خورديم: محمد رضا تركي

اسیر فوتبال 
ملت_ ما اسیر_ فوتبال است
از تماشای_ گل چه خوشحال است

فارغ از روزگار_ محنت_ خویش
چشم بر راه_ کار_ فینال است

دکتر منوچهر سعادت نوری

مجموعه ی گٔل غنچه های پندار