ه‍.ش. ۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۲, دوشنبه

دامن ها : در زنجیری از سروده ها و ترانه ها و تصویرها




یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت/ داد خود را زان مه بیدادگر خواهم گرفت
چشم گریان را به توفان بلا خواهم سپرد/ نوک مژگان را به خون آب جگر خواهم گرفت
نعره‌ها خواهم زد و در بحر و بر خواهم فتاد/ شعله‌ها خواهم شد و در خشک و تر خواهم گرفت
انتقامم را ز زلفش مو به مو خواهم کشید/ آرزویم را ز لعلش سر به سر خواهم گرفت
یا به زندان فراقش بی نشان خواهم شدن/ یا گریبان وصالش بی خبر خواهم گرفت
یا بهار عمر من رو بر خزان خواهد نهاد/ یا نهال قامت او را به بر خواهم گرفت
یا به پایش نقد جان بی‌گفتگو خواهم فشاند/ یا ز دستش آستین بر چشم تر خواهم گرفت
یا به حاجت در برش دست طلب خواهم گشاد/ یا به حجت از درش راه سفر خواهم گرفت
یا لبانش را ز لب هم‌چون شکر خواهم مکید
یا میانش را به بر هم‌چون کمر خواهم گرفت... : فروغی بسطامی

تا دامن از من کشیدی ای سر و سیمین تن من
هر شب ز خونابه دل پر گل بود دامن من
جانا رخم زرد خواهی جانم پر از درد خواهی
دانم چه ها کرد خواهی ای شعله با خرمن من
بنشین چو گل درکنارم تا بشکفد گل ز خارم
ای روی تو لاله زارم وی موی تو سوسن من
ای جان و دل مسکن تو خون گریم از رفتن تو
دست من و دامن تو اشک غم و دامن من... : رهی معیری

نور را پیمودیم دشت طلا را درنوشتیم/ افسانه را چیدیم و پلاسیده فکندیم
کنار شن زار آفتابی سایه بار ما را نواخت/ درنگی کردیم
بر لب رود پهناور رمز/ رویاها را سر بریدیم
ابری رسید و ما دیده فرو بستیم
ظلمت شکافت زهره را دیدیم و به ستیغ برآمدیم
آذرخشی فرود آمد و ما را در نیایش فرو دید
لرزان گریستیم خندان گریستیم
رگباری فرو کوفت/ از در همدلی بودیم
سیاهی رفت سر به آبی آسمان سودیم/ در خور آسمان ها شدیم
سایه را به دره رها کردیم/ لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم
سکوت ما به هم پیوست وما/ ما شدیم
تنهایی ما تا دشت طلا دامن کشید/ آفتاب از چهره ما ترسید
دریافتیم و خنده زدیم/ نهفتیم و سوختیم
هر چه بهم تر تنهاتر از ستیغ جداشدیم
من به خاک آمدم و بنده شدم
تو بالا رفتی و خدا شدی: سهراب سپهری

بر روی ما نگاه خدا خنده میزند/ هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش/ پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود/ بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب/ بهر فریب خلق بگویی خدا خدا...
ماییم ما که طعنه زاهد شنیده ایم/ ماییم ما که جامه تقوا دریده ایم
زیرا درون جامه به جز پیکر فریب/ زین راهیان راه حقیقت ندیده ایم
آن آتشی که در دل ما شعله می کشد/ گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما که سوخته ایم از شرار عشق/ نام گناهکاره رسوا نداده بود
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان/ در گوش هم حکایت عشق مدام ما
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما : فروغ فرخزاد

من چون غباری از دل شب های بی امید
برخاستم که خوش بنشینم به دامنت
آواره بخت من که تو چون نوعروس باد
رفتی ، چنانکه کس نشد آگه ز رفتنت... : نادر نادرپور

باده ای هست و پناهی و شبی شسته و پاک
جرعه ها نوشم و ته جرعه فشانم بر خاک
نم نمک زمزمه واری، رهش اندوه و ملال/ می زنم در غزلی باده صفت آتشناک
بوی آن گمشده گل را از چه گلبن خواهم؟/ که چو باد از همه سو می دوم و گمراهم
همه سر چشمم و از دیدن او محرومم/ همه تن دستم و از دامن او کوتاهم
باده کم کم دهدم شور و شراری که مپرس/ بزدم، افتان خیزان، به دیاری که مپرس
گوید آهسته به گوشم سخنانی که مگوی
پیش چشم آوردم باغ و بهاری که مپرس... : مهدی اخوان ثالث

چو از بنفشه و گل بوی صبح برخیزد/ هزار وسوسه در جان من برانگیزد
کبوتر دلم از شوق می گشاید بال/که چون سپیده به آغوش صبح بگریزد
دلی که غنچه ی نشکفته ی ندامتهاست/ بگو به دامن باد سحر نیاویزد
فدای دست نوازشگر نسیم شوم/ که خوش به جام شرابم شکوفه می ریزد
تو هم مرا به نگاهی شکوفه باران کن/ در این چمن که گل از عاشقی نپرهیزد
لبی بزن به شراب من ای شکوفه ی بخت
که می خوش است که با بوی گل درآمیزد: فریدون مشیری

یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می‌ریخت
بر سر ما ز در و بام و هوا گل می‌ریخت
سر به دامان منت بود و ز شاخ_ بادام
بر رخ_ چون گلت آرام صبا گل می‌ریخت...: دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم/ وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت/ من مست چنانم که شنفتن نتوانم
شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه/ گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم
با پرتو ماه آیم و چون سایه دیوار/ گامی ز سر کوی تو رفتن نتوانم
دور از تو من سوخته در دامن شب ها/ چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم
فریاد ز بی مهریت ای گل که درین باغ/ چون غنچه پاییز شکفتن نتوانم
ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم:  دکتر شفیعی کدکنی

خـُرم آ ن لحظه که دلداده  به دیدار آید
وز سر غنچه ی  لب ،  بوسه  طلب  فرماید

گوشه ی  خلوتی  از  بستر عشق ،  آساید
دامن ملتهب  وصل  ،  چو گل  ،  آراید: دکتر منوچهر سعادت نوری

سَرم را می نَهی بر مَلملِ پیراهنت، یا نه ؟
پناهم می دهی در التفاتِ دامنت ، یا نه ؟
دوباره می رسی از راه، در فصلِ گُلِ مریم ؟
فضا را می کنی لبریز، از عطرِ تنت، یا نه ؟
چه آمد بر سرِ آن ماجرای نقطه و محنت ؟
محبَت ، دست را داد آشتی با گردنت ، یا نه ؟
به یادت هست، گفتی، نیمه روشن نیمه تاریکی
به رُویَم می گشائی نیمه های روشنت، یا نه ؟
کویرِ سینه ی یاغی، برایت سخت، دل تنگ است
هوا را تازه خواهی کرد با ، باریدنت، یا نه ؟  دکتر کریم سهرابی

یکزمان آید که قومی خسته از چنگال ظلم
 آتش قهر و غضب را، ا فکند هرجای شهر
 کوی و برزن را بسوزاند زخشمی پرلهیب
 شعله‌ ها بالا دهد، گیرد تمام خشک و تر
 بغض ‌ها، فریاد ‌ها گردد، بسان بانگ موج
 موج ها سرکش شود، افتد درون بحر و بر
 هرخروشی، دامن آه سحر جوید از آنک
 داد ديرين را ستاند، ازبسی بیداد گر
 یکزما ن آید که قومی جان خود گیردبه کف
 روزگاران شاد سازد درنسیم یک سحر
 عهد نیک و خرمی را، آورد یکسر ‌پدید
 دوره ی ظلم و تباهی را، نهد بر ‌پشت سر
 سرزمینی نو بسازد، عاری از هر دیو و دد
 تا شود ایمن، ز آسيب ریا و قهر و شر
 یکزمان آیدکه گردون این فلک این آسمان
 چتر_ مهرخویش بگشایدخوش و گسترده تر

دکتر منوچهر سعادت نوری

ترانه ها
یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفت (ترانه ی آه سحر) - اجرا: غلامحسین بنان
 http://www.youtube.com/watch?v=kbwGPSOsUXE
دامن کشان - شعر از جمشید ارجمند - اجرا: ویگن
http://www.youtube.com/watch?v=v_VlykV5YKU
از برت دامن کشان رفتم ای نا‌ مهربان (ترانه ی رفتم که رفتم) - اجرا: مرضیه
http://www.youtube.com/watch?v=dHfxbfFATU4
در دامن صحرا - اجرا: پوران
http://www.youtube.com/watch?v=A4pnik8s3x8
دامن صحرا - اجرا: امیر رسایی
http://www.youtube.com/watch?v=hX-ulLjyzR4
چین چین دامن - اجرا: حسن شماعی زاده
http://www.youtube.com/watch?v=Evcay18lZK4
در دامن صحرا - اجرا: احمد ظاهر افغانی
http://www.youtube.com/watch?v=ohhHo3lde7s
و
http://www.youtube.com/watch?v=f2NIH3k2lQU
تصویرها
دامن صحرا
http://graphicnet.ir/images/gallery/5038/31070.jpg
دامنه ی کوه
http://media.irna.ir/1392/13920113/80599355/80599355-4110365.jpg
دامان زیبای طبیعت
http://ideaall.ir/images/2012/12/waterfall-scenery-1024x640.jpg
دامنه ی مرتع
http://www.iranwatershed.com/Info_state/other_note/Pic_range/pic5.JPG
دامن کوتاه
http://aoola.persiangig.com/dukun.JPG
دامن خیلی کوتاه
http://pixtopix.ir/wp-content/uploads/2014/04/00-29.jpg
دامن بلند
http://www.parsilog.com/wp-content/uploads/2013/07/bg_93201-177.jpg
دامن دخترانه
http://www.sophistix.net/blog/images/skirt_denim_02.jpg
دامن مجلسی
http://www.jahaniha.com/wp-content/uploads/2013/02/cot-daman_www.jahaniha.com_5.jpg
دامن پلیسه
http://www.beytoote.com/images/stories/mode/mo2169.jpg
دامن کلوش
http://axgig.com/images/88206979903118580382.jpg
دامن ساتن
http://namayeshgah.com/files/8032/Products/20860-MedPic.jpg
مجموعه ی گٔل غنچه های پندار
http://saadatnoury.blogspot.com/2014/05/blog-post_12.html