۱۳۹۱ فروردین ۱۰, پنجشنبه

انتظار


من در گذار_ راه تو بودم به گوشه ای
صبح_ پگاه بود و تو ، از در درآمدی

با عشوه رخ نمودی و دادی تو بوسه ای
گفتی خوشا ، میان عزیزان سر آمدی

بس روز و شب که آتش عشقت به جان دمید
من باخیال روی تو آن گوشه  ، بیقرار

چشمان من به راه تو مانده ست ، پر امید
از بهر بوسه های دگر ، لب  به انتظار

دكتر منوچهر سعادت نوري
بر گرفته از مجموعه سروده های امید و آرزو