ه‍.ش. ۱۳۹۰ مرداد ۳, دوشنبه

وصا ل



روزی من از كرانه ی دريا ها
پر گيرم و به سو ی تو بازﺁيم

بر روی موج شادی فرداها
سرمست و خوش به كوی تو بازﺁيم

يك روز بامداد من آنجايم
مسحور عشق تست سرا پايم

آنجا در آسمان فرحنازی
خورشيدی از سرور برافروزی

يا صد هزار جلوه به پا سازی
بر من رسوم عشق بياموزی

آنجا دوباره چشم به هم دوزﻳﻡ
دل ها درون سينه ی ما لرزان

لب های تشنه را به هم آميزيم
دستان به دور گردن هم لغزان

پيمانه ی وصال بياشاميم
آغوش ِ هم، چه تنگ‌ بیفشاریم

در اوج لذتيم و چه آراميم
وقتی كه نام هم به زبان آريم

تا عمر باقی است من آنجايم
مسحور وصل تست سراپايم

دكتر منوچهر سعادت نوری